تبلیغات
حجره 233 - نمی گذارند خوی ، دارالمومنین بماند!
تاریخ : 1391/07/6 | 20:34 | نویسنده : اعیاع


صحبت از شهرستان پر آوازه خوی هست ، همان شهری که با شیخ نوایی ها و آیت الله خوئی ها شناخته می شود قصدم گفتن پیشینه تاریخی از خوی نیست یا شخصیت پردازی نیست ، اما باید بدانیم که به سبب وجود این چنین شخصیت هاییست که خوی را دارالمومنین می نامند .

اینک بحث بر سر این است که چه بر سر شهرخوب من آمده که بهترین تفریح جوانانش در پارک ملّت می گذرد ؟

تفریحیاتی که شرم دارم بگویم چرا که بیشتر شبیه کار چهارپایان است تا آدمیزاد. شاید حرفم زشت باشد امابایدبگویم واقعیت هایی را از مکانی که قرار بود جای فرهنگی و محلّ آسایش عزیزان شهر من باشد اما متاسفانه  در اثر بی درایتی و عدم مدیریت صحیح تبدیل به چیزی شده که داره شهر را به سقوط فرهنگی و...می کشاند.

 پارک ملّت شده پارک ذلّت ، پارکی که محلّی است برای جفت گیری برخی دختران و پسران برا هم...

یاد سخنی از مولایم امیرالمومنین می افتم آنجا که فرمودند: " و لقد اصبحت الأمم تخاف ظلم رعاتها...."

امّت ها صبح می کند در حالیکه در صبح زندگیشان از ستم زمام دارانشان وحشت دارند!

ستم این نیست که حتما بایدشمشیر به دست یا اسلحه به دست گرفت و جان ستاند و...بلکه همینکه به نابودی فرهنگ اسلامی تو کمک می کنند ظلم است.

چندین سال است که در شهر خویش نمیدانیم با کدامین سازهای مسئوولین شهرمان بسازیم ، با کدامین نوای نی شان سرود سر دهیم. مسئوولینی که برای همه عادت شده اند،کت و شلوارهای شیک پوشی که تنها کار مفیدشان جابجایی از پست هایشان است.

هیچ پیشرفتی در شهر دیده نمی شود چه اقتصادی و چه فرهنگی و...(قصه چرخش مدیران در شهر من قصه چندین ساله است...)

انگار خوی برایشان منطقة الفراغ شده است ، راهی شده است که به همه جای آن جاده کشیده اند ، جاده هایی که ختم می شود به دینداری دنیایشان. آری دینداری دنیایشان. مگر سخن مولایمان علی را نشنیدید که فرمود:( "ربّ متنسّک و لا دین له "بسا اهل تنسک و دینداری که او را دیانتی نباشد")

همان کسانی که بر محور دنیادوستی و آخرت گریزی کارهایشان را پیش می برند و چه زیبا در این مسیر همدل و یکدل شده اند.

از این مسئوولین خسته ام آن هایی که شهر مرا دارالصّفا نامیدند تا مقدمه ای بشود برای دارالفساد کردن آن...

هنوز یادم نرفته چه بلاهایی سر اساتید اخلاق دعوت شده به شهرمان کردند آنطور که امروز اگر بخواهیم تنها نام شهرمان را کنارشان ببریم سریع محکوم به سکوت {ببخشیدخفه خون گرفتن}می شوییم.

از چه چیز بنالم از پارک هایی که هر روز فسادی از آن نمایان می شود...

ازسیرک الکس اسپانیایی که تاریکی را به شهر من ارمغان آورد...

یا از شب شعری که به افتضاح کشیده شد...

یا ازکاروان های عروسی که نواهای دلنشین روضه خوان ها را زیرزمین نشین کرده و...

مادنباله رو کدام فرهنگ هستیم ؟

جاده های شهر من کی مسیرشان را کج خواهند کرد؟

چرا در شهرمن کسی فریادعدالت طلبی شهید عزیزمهندس فتحعلی زاده را پی نمی گیرد؟



:"سر قبری و سنگ برایم نسازید و قبر بسیار ساده وگلی باریک تکه حلبی کوچک نباتی بگذارید تا یادتان همیشه باشد که هنوز در حلبی آبادها و روستاهای  دورافتاده مان ،مادران و خواهران و برادران و پدران مان حسرت غذای روزانه را می کشند"







موضوعات مرتبط: شهر من
صلی الله علیک یاأباعبدالله
آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :
امکانات وب